کریم آباد
پرفورمنس: (از خاک تا آینه)
نویسنده: حسن صادقی یونسی
دانشگاه پیام نور مرکز فریمان
(صحنه: تاریک. صدای بسیار ضعیفِ وزش باد در دشتهای رشتخوار. یک نور تکرنگ روی میانی صحنه میافتد. بازیگر با لباسی ساده، اما با نگاهی نافذ، ایستاده است.)
🔸[بخش اول: واگویه خاک]
(لحن: آرام، کمی خسته، با مکثهای طولانی)
رشتخوار...
جایی که زمین، پیش از آنکه نامی داشته باشد، فقط «سکوت» بود.
جایی که آسمان، تنها سهمِ چشمهای خسته از تپههای بیآب و علف بود.
ما در کریمآباد، با خاک شروع کردیم.
خاکی که بویِ «فراموشی» میداد.
خاکی که انگار میگفت: «بگذار همینجا بمانیم... در سایهی بیتفاوتیِ شهرها.»
(مکث - صدای ضربآهنگ ملایمِ یک طبلِ بم که شبیه ضربان قلب است شروع میشود)
ما روستایی بودیم که در نقشههایِ بزرگ، فقط یک «نقطه» بودیم.
یک نقطه در حاشیه...
یک خطِ کمرنگ در دفترِ برنامهریزان.
🔸 [بخش دوم: تکاپوی اراده]
(لحن: سرعت کلام کمی بالا میرود. انرژی در صدا شدت میگیرد. صدا کمی خشن و پرقدرت میشود)
اما...
آیا دیدهاید چگونه یک «نقطه»، به یک «خطِ مستقیم» تبدیل میشود؟
بدونِ دستورِ از بالا، بدونِ امضایِ دولتی در دفترهایِ خاکستری!
ما، با دستهایِ پینهبسته، نقشه کشیدیم.
ما، با عرقِ پیشانی، توسعه پایدار را به روستا آوردیم.
(حرکت در صحنه: بازیگر با دستها حرکاتِ ساختن را در هوا شبیهسازی میکند)
کریمآباد...
کریمآباد دیگر فقط یک «مکان» نیست.
او یک «بیانیه» است!
بیانیهای علیهِ انتظار.
بیانیهای علیهِ "اگر بشود" و "اگر بشود".
ما از «کمبود»، «کمال» ساختیم.
از «تنگیِ دست»، «گشادهدستیِ » خلق کردیم.
🔸 [بخش سوم: مدلِ توسعه (اوج پرفورمنس)]
(لحن: حماسی، پر از غرور، کلمات را با تاکید ادا میکند)
ببینید!
اینجا، توسعه، منتظرِ بودجه نماند.
توسعه و پیشرفت، در رگهایِ این مردم، خونِ جاری شد.
اینجا، مدلِ توسعه، از اتاقهایِ مجهزِ دانشگاهها نیامد...
از میانِ دشتهایِ رشتخوار، از میانِ گفتگوهایِ شبانه، از میانِ «ارادهیِ جمعی» جوشید!
(موسیقی به اوج میرسد - ترکیبی از سازهای محلی و الکترونیک مدرن)
ما، «مدلِ کشوری» شدیم.
نه با دستور، که با «درک».
نه با دستور، که با «ساختن».
کریمآباد، آینهای است...
آینهای که به هر نقشهیِ دولتیِ بیجان، میگوید:
«خاک را اگر با عشق بخوانی، از خاک، شهر میسازند!»
🔸 [بخش چهارم: فرود ]
(لحن: بسیار آرام، عمیق، لبریز از آرامش و تامل. نور صحنه کمکم به رنگ طلایی/غروب در میآید)
حالا...
وقتی به کریمآباد مینگری،
فقط سکونتگاه را نبین.
فقط جادهها را نبین.
به «روحِ پایداری» نگاه کن.
به آن مردمی که یاد گرفتند:
باید برایِ تغییر، منتظرِ کسی نماند...
باید خود، معمارِ سرنوشتِ خویش بود.
(بازیگر به آرامی از صحنه خارج میشود یا در تاریکی فرو میرود)
رشتخوار...
کریمآباد...
داستانِ ما، هنوز در حالِ نوشته شدن است.
به نام خدا؛ به نام خدای که روستا را آفرید
شهر از آن آمد پدید. شهری که از مادر خود روستا غافل شد.
(تاریکی مطلق - پایان)
✨✨✨✨
روستای کریم آباد در فاصله ۵کیلومتری رشتخوار و ۲۱۰ کیلومتری مشهد قرار دارد. این روستا در میانه جاده تربت حیدریه به خواف جا خوش کرده است.
🌎ارتباط با ادمین:
@hasan_younesi
#خانه اندیشه_خراسان_شناسی
🌹 به دوستان خوبتان آدرس این کانال را هدیه دهید 🌹
🇮🇷خانه اندیشه 🔅 خراسان شناسی
🔰https://eitaa.com/joinchat/248775995C2464a78595