اطلاع رسانی موضو عات مورد نیاز  به دانشجویان ارجمند فریمان
 

شاهنامه خوانی

چهاردهمین نشست انجمن شاهنامه خوانی و شاهنامه پژوهی فریمان
تصویری ماندگار از میعادگاه
هنر و اندیشه، شعر فردوسی و نقش و صریر قام نی بر دفتر و قلم موی هنرمند نقاش بر بوم و کاغذ.
آنجا که یاران و همدلان در کنار هم گرد می آیند تا سخن از فردوسی بگویند و بنویسند و بر صفحه بوم و کاغذ نقش زنند.
همراه با چالش
#من_ایرانی_هستم_شاهنامه_می‌نویسم
#انجمن_شاهنامه_خوانی_و_شاهنامه_پژوهی_فریمان

نمایش نامه کوتاه تک نفره

«نمایشنامه تک‌نفره برای اجرای خیابانی» (Monologue/Performance Script) تقدیم به میدان داران عزیز ایران.

🔰 متن اجرای خیابانی: «پرچمِ زهرا (س)»
شاعر: احمد رفیعی وردنجانی
طراحی و بازخوانی: حسن صادقی یونسی
«دانشگاه پیام نور مرکز فریمان»

(صحنه: فضای باز، میان جمعیت میدان دار. پرفورمر در مرکز قرار دارد. سکوت مطلق. موسیقی پس‌زمینه: صدای بسیار ملایم باد و یک نغمه‌ی پاییزی و دور.)

(پرفورمر با بدنی کاملاً صاف و نگاهی به افق، شروع می‌کند. صدا: آرام، عمیق و با وقار)

چون پرچمِ زهرا(س) خدا پرچم نیاورده
مثلِ غمِ مادرِ زمانه، غم نیاورده

(مکث کوتاه - نگاه به آسمان)

مادر دلیلِ خلقتِ هستی‌ست، در این راه
ایزد دلیلی مثل او، مُحکم نیاورده

(صدا کمی قدرت می‌گیرد. موسیقی: ورود یک ساز زهی ممتد و آرام)

دارد حُسینی که جهان را زندگی بخشید
چون او مسیحی، حضرتِ مریم نیاورده

(پرفورمر، دست‌ها را کمی باز می‌کند - گویی در حال پذیرش چیزی است)

بخشیده افطار خودش را بارها اما
بر سفره‌ی عشق و تبسّم، غم نیاورده

(مکث - نگاه مستقیم به جمعیت میدان دار)

گشتیم در تاریخِ عُشاقِ جهان، دیدیم
عشق این چنین مصداقِ مستحکم نیاورده

(تغییر ناگهانی فضا: موسیقی سنگین می‌شود. ضرب‌آهنگ طبل یا ضربه بر بدنه. پرفورمر، تن خود را کمی منقبض می‌کند، گویی در برابر فشار یا باد شدید ایستاده است. صدا: حماسی، پرقدرت و کوبنده)

همواره مولایش صدایش کرده: زهرا جان
او هم به روی لب، به جز؛ جانم نیاورده!

(پرفورمر، با شدت بیشتری بر روی کلمات تأکید می‌کند. حرکات دست نشان‌دهنده‌ی مقاومت در برابر ضربه است، اما بدن هرگز خم نمی‌شود)

هر چند دستانش کبود از جورِ دستاس است
یک‌ لحظه هم بر ابروانش، خم نیاورده!

(تأکید بر کلمه‌ی «ایستادگی» در لحن)

هر چند سیلی خورده، پای عشقِ خود مانده
پرپر شده پشتِ در، اما کم نیاورده!

(صدا به اوج می‌رسد؛ ترکیبی از درد و شکوه)

زخمی در آتش، بس که فکرِ مرتضی بوده
یک لحظه حتی پلک، رویِ هم نیاورده!

(موسیقی به تدریج به یک حالت شکوه مند و آرام تبدیل می‌شود. پرفورمر، از حالت حماسی و جنگندگی به حالت ستایشگری تغییر می‌کند. نگاه او روشن و نافذ می‌شود)

خَیرالنسایِ عالمین، آری فقط زهراست
چون او خدا، یک تن به این عالم نیاورده!

(پرفورمر در سکوت نهایی، بدون حرکت، به حالت اول بازمی‌گردد. موسیقی قطع می‌شود. ایستادگی مطلق تا خروج از صحنه.)
متن کامل شعر💢
🇮🇷 صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا(س)

چون پرچم زهرا(س) خدا پرچم نیاورده
مثلِ غمِ مادر زمانه غم نیاورده

مادر دلیلِ خلقتِ هستی‌ست، در این راه
ایزد دلیلی مثل او مُحکم نیاورده

دارد حُسینی که جهان را زندگی بخشید
چون او مسیحی، حضرتِ مریم نیاورده

بخشیده افطار خودش را بارها اما
بر سفره‌ی عشق و تبسم، غم نیاورده

همواره مولایش صدایش کرده: زهرا جان
او هم به روی لب به جز؛ جانم نیاورده

گشتیم در تاریخ عُشاق جهان، دیدیم
عشق این چنین مصداقِ مستحکم نیاورده

هر چند دستانش کبود از جورِ دستاس است
یک‌ لحظه هم بر ابروانش خم نیاورده

هر چند سیلی خورده پای عشقِ خود مانده
پرپر شده پشت در اما کم نیاورده

زخمی در آتش، بس که فکر مرتضی بوده
یک لحظه حتی پلک رویِ هم‌ نیاورده

خَیرالنسای عالمین آری فقط زهراست
چون او خدا یک تن به این عالم نیاورده

✍ احمد رفیعی وردنجان(شاعر)

 
  BLOGFA.COM