نقش عفاف و حجاب در تحکیم بنیان نهاد خانواده
نقش عفاف و حجاب در تحکیم بنیان نهاد خانواده
کلیات طرح:
الف) تعریف و تبیین موضوع
در فرهنگ فارسی عمید، عفاف را باز ایستادن از حرام، پارسایی کردن، خودداری از کار زشت و ناروا و پاکدامنی و .... معنی کرده است و حجاب نیز به معانی مختلف به کار رفته از جمله: پرده، نقابی که زنان چهرهی خود بدان پوشانند، روبند، برقع یا چادری که زنان سرتا پای خود را بدان بپوشانند و ...
خانواده نیز به گروهی خاص از خویشاوندان اطلاق میشود که در برآوردن نیازهای اساسی اعضا، مسئولیت اصلی را عهدهدار است. این گروه ترکیبی از افرادند که از طریق خون، ازدواج یا فرزند خواندگی (در غیر حوزهی اسلام) به هم مربوط میشوند.
با توجه به معانی عفاف و حجاب و خانواده میخواهیم بدانیم بین حجاب و عفاف و تحکیم بنیان خانواده چه ارتباطی وجود دارد؟
با توجه به جامعهی ما که داعیهی اسلامی بودن را داریم آیا به نقش حساس حجاب توجه داریم و آیا این اصول رعایت میشود یا باید نظارت بیشتری بر رعایت این اصول داشته باشیم تا با رعایت آنها خانوادهها مستحکم باشند و با استحکام خانوادهها جامعهای مستحکم داشته باشیم و در صورت استحکام جامعه از نفوذ نرم دشمنان نیز جلوگیری خواهد شد و اگر در جامعهی اسلامی ما حساسیتی روی حجاب نباشد، متأسفانه خانواده ها سست خواهند بود و با سست شدن بنیان خانواده، جامعه نیز از هم خواهد پاشید.
ب) فرضیهها
سئوال اصلی این است که آیا عفاف و حجاب نقشی در تحکیم بنیان خانواده دارد؟ و پیرامون این سئوال فرضیههایی مطرح میشود که :
1-حجاب عاملی برای تحکیم خانواده است.
2-حجاب در تحکیم بنیان خانواده نقش دارد.
3-خانوادههای مستحکم افرادی با عفاف و حجاب هستند.
ج)پیشینهی موضوع
در رابطه با موضوع، کتاب مستقلی یافت نشد اما پیرامون حجاب کتابهای فراوان نوشته شده است که از جمله میتوان به «جایگاه بانوان در اسلام» نوشتهی آیتا... نوری همدانی اشاره کرد. همچنین «زن در آیینهی جلال و جمال» از آقای جوادی آملی و «آیینهی زن» مجموعه سخنان مقام معظم رهبری و «زن در اندیشهی اسلامی» مهدی مهریزی و «مسأله حجاب» شهید مطهری که نویسندگان معاصر هستند و کتابی تحت عنوان «رسائل حجابیه» که شامل سی و سه عنوان کتاب که بعضی هم نسخه خطی بوده است پیرامون حجاب توسط آقای رسول جعفریان در دو مجلد جمعآوری شده است که مجموعهی نسبتاً کاملی است و ...سایتهای مختلف نیز مورد بررسی قرار گرفت و در رابطه با تحکیم خانواده چند مورد به صورت سخنرانی گزارش شده بود یک مورد نیز از نظر روانشناسی مورد بررسی قرار گرفته بود. همچنین خبر همایش حجاب و عفاف که توسط بسیج قم برگزار شده بود وجود داشت ولی گزارش مبسوطی ارائه نشده بود.
د) ضرورت موضوع
در جامعهای که ما زندگی می کنیم با توجه به حضور گستردهی رسانههای مختلف و تأثیر آنها و تبلیغات سوئی که صورت میگیرد و تغییر سیاستهای امپریالیسم که به جای جنگهای سخت، گرایش به سوی جنگهای نرم پیدا کردهاند و برنامههای فراوانی که در این زمینه تدارک دیدهاند گاهی با علم کردن جریان فمنیسم و گاهی با درست کردن گروههای مختلف انحرافی سعی میکنند که جوانان را مشغول کنند و هم چنین وجود مشکلات اقتصادی از جمله گرانی مسکن و بیکاری و مشکل اعتیاد و .... و بالا رفتن سن ازدواج و وجود پوششهای نامناسب چه برای زنان و چه مردان جامعه؛ لازم و ضروری است که راههای تحکیم خانواده مورد بررسی قرار بگیرد تا ازدواجهایی که صورت گرفته منتهی به طلاق نشود.
با توجه به اینکه عوامل مختلفی در تحکیم بنیان خانواده دخیل هستند که یکی از عوامل و مهمترین عامل اجتماعی، عفاف و حجاب جامعه است؛ همان طور که خداوند در آیهی 21 سورهی «روم» هدف از ازدواج را به آرامش رسیدن و سکنی برای هر دو قرار داده شده است و با توجه به گفتهی روانپزشکان هیجان مستمر عامل بیماری است؛ مخصوصاً با توجه به این نکته که غریزهی جنسی نیرومندترین و ریشهدارترین غریزهی آدمی است آیا دامن زدن مستمر از طریق برهنگی به این غریزه و شعلهور ساختن آن، بازی با آتش نیست؟ آیا این کار عاقلانه است؟
اسلام میخواهد مردان و زنان مسلمان، روحی آرام، اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند و این یکی از فلسفههای حجاب است. پس ضروری است که رابطهی عفاف و حجاب با تحکیم خانواده مورد بررسی قرار گیرد.
یکی از عوامل مهم تحکیم خانواده «عفاف و حجاب» است که ابتدا عفاف و حجاب از منظر «قرآن و روایات» بررسی و سپس نقش آن در «تحکیم بنیان خانواده» بررسی خواهد شد و در پایان نتیجهی بررسی و پیشنهادات ذکر میشود.
الف) عفاف و حجاب از منظر قرآن و روایات
آیهی 30 و 31 سورهی «نور» به احکام حجاب اشاره دارد چنانچه خداوند میفرماید: «قل للمؤمنین» بگو ای محمد(ص) گروه گروندگان را که «یغضوا» تا فرو خوابانند و بپوشند «من أبصارهم» دیدههای خود را از دیدن نامحرم که نظر، سبب فتنه است و باعث گناه. «و یحفظوا فروجهم» و نگه دارید فرجهای خود را از حرام «ذلک» آن پوشیدن چشم و حفظ سر «أزکی لهم» پاکیزهتر است و سودمندتر است برای ایشان «إنّ الله خبیر» به درستی که خداوند خبیر داناست «بما یصنعون» به آنچه میکنند از نظر به حلال و حرام.
«عباده بن صامت» از رسول (ص) روایت کرده که فرمود: «شما شش چیز را از من ضمان کنید تا من برای شما بهشت را ضمان کنم.
اوّل: چون سخن کنید، راست گویید. دوم، چون وعده دهید، به آن وفا کنید. سوم، چون امانتی به شما دهند، ادا نمایید و خیانت نکنید. چهارم، فرجهای خود را نگاه دارید. پنجم، چشمهای خود را از حرام محفوظ دارید. ششم، دست خود را از لقمه حرام کشیده دارید تا من بهشت را برای شما ضمان کنم.»
و امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «نظر کردن در محاسن زنان تیری است زهرآلود از تیرهای ابلیس، هر که چشم خود را نگاه دارد از ایشان به جهت امتثال امرالهی، حق تعالی او را توفیق دهد در عبادتی که به ثواب آن مسرور و شاد گردد.» (فخرالاسلام، 1290 هـ . ش ، ص 72)
در روایتی دیگر وارد شده که: «آنان که درعقب سر زن بیگانه چشم میاندازند و نگاه میکنند، آیا نمیترسند از این که خودشان هم به همین مبتلا شوند که در عقب زنهای آنها هم کسی چشم بیندازد و نگاه کند؟» (کافی ج 5 ص 553/ من لایحضر الفقیه ج 4 ص 19 به نقل از رسائل حجابیه ص 120)
همچنین «أبی بصیر» از حضرت صادق (ع) سئوال میکند که «آیا جایز است در عبور و مرور، مردی به عقب سر زن نامحرمی نظر اندازد؟» حضرت میفرماید: «تو میل داری کسی به ناموست چنین رفتار نماید؟» عرض میکند نه! پس از آن میفرماید: «هرچه بر خود روا میداری بر دیگری هم روا دار.» (همان، ص 120)
روایات فراوانی در این رابطه از معصومین ذکر شده که به همین مقدار در این نوشتار بسنده میکنیم.
در آیهی 30 و 31 سورهی نور، ابتدا به مردان سفارش شده که چشمهای خود را از نگاه به نامحرم حفظ کنند که نگاه حرام عامل مهم گناه است که تعبیر به تیر شیطان که زهر آلود نیز هست، شده است. هم چنانکه تیر زهرآلود فرد را از پا درمیآورد و نابود میکند، نگاه حرام نیز فرد را نابود خواهد کرد.
در این رابطه پیامبر خدا (ص) فرمود: «العینان تزنیان» زنای به چشمها همان نظر کردن به نامحرم است. و نیز فرمودند: «النّظر تزرع فی القلب الشّهوه» نظر به نامحرم شهوت را در قلب انسان زراعت میکند و سبز میشود و حاصلش زنا است. «و ربّ شهوه أورثت حزناً طویلاً» و چه بسا شهوتی که موجب حزن طولانی میشود چه منتهی به صد تازیانه خوردن و سنگسار شدن میشود. (همان، ص 75)
در ادامهی آیه خداوند خطاب به زنان مؤمن میفرماید: «و قل للمؤمنات» و به زنان مومن بگو که از روی عفت «یغضضن من أبصارهنّ» فرو بندد چشمان خود را «و یحفظن فروجهنّ» و نگاه دارند فرجهای خود را از زنا یا بپوشند آن را از نظر نامحرم.
از «ام سلمه» روایت است که گفت: «بعد از نزول آیهی حجاب من و میمونه نزد پیامبر(ص) بودیم. عبدالله مکتوم درآمد. پیامبر(ص) به ما گفت که پنهان شوید. گفتیم: «یا رسول الله، عبدالله مکتوم اعمی است و چیزی نمیبیند.» فرمود: «آیا شما نیز اعمایید؟»
در بعضی تفاسیر آمده که روزی رسول خدا (ص) در حجرهی فاطمه بود. عبدالله مکتوم در زد. رسول(ص) گفت: «درآی» وی درآمد، فاطمه برخاست و پنهان شد. و چون ابن ام مکتوم از نزد حضرت بیرون رفت، فاطمه نزد پدر بزرگوار خود آمد. حضرت بر سبیل امتحان گفت: «یا فاطمه چرا از ابن مکتوم پنهان شدی؟ وی چشم ندارد.» گفت: «اگر او چشم ندارد، من چشم دارم. پس اگر او مرا نمیبیند، من وی را خواهم دید.» (همان، ص 72)
«ولایبدین زینتهنّ إلا ماظهر منهاً» و زیباییهایشان را جز آنچه خود نمایان است آشکار نسازند. «و لیضربن بخمرهنّ علی جیوبهنّ» و اطراف مقنعههای خود را بر سینهی خویش بیندازند تا سینهشان را بپوشاند.
در این جا لازم است «خمر» را توضیح دهیم. «خمر» جمع «خمار» و آن مقنعه است و مفسرین گویند عادت زنان عرب در جاهلیت این بود که مقنعههای خود را گره زده و پشت سر میانداختند، پس گردن و گردن بند و زینت ایشان ظاهر میشد؛ چه یقهی پیراهن ایشان از جلو بوده، و چون گوشههای مقنعهی خود را به پشت سر میانداختند تقریباً تا شکمشان پیدا بود؛ و چون اسلام آمد فرمود: زنها را که گوشههای مقنعه را بر سینه آویزان کند تا گردن و سینه و گردن بند و گوشواره و مو و سایر زینت با مواضع زینتشان مستور شود.» (همان، صص 77 و 76)
«ولا یبدین زینتهنّ» و آشکار نکنند زینت باطن خود را و یا مواضع زینت خود را؛ چون سر و ساعد و ساق که موضع تاج و دستبند و گردن بند و خلخال است. «إلا لبعولتهن أو....» مگر برای شوهران یا....
خداوند بعد از سفارش به مردان مؤمن به زنان مؤمن هم سفارش میکند که چشمهای خود را از نظر به مرد اجنبی بپوشانند و فرجهای خود را از نظر نامحرم حفظ کنند.
از حضرت صادق (ع) نقل شده که فرمودند: «کلّ شیء فی القرآن من حفظ الفرج فهو من الزّنا إلا هذه الآیه فإنّها من النّظر» هر آیه در قرآن ذکر فرج آمده مقصود از آن حفظ فرج است از زنا مگر این آیه که مراد از حفظ فرج در این حفظ آن است از نظر اجنبی.
و جمیع بدن زن نسبت به مرد اجنبی عورت است و حفظ آن از نظر اجانب واجب، به استثنای وجه وکفین.... (همان، ص 75)
بعد از بیان محارم برای زنان و حلال بودن آشکار کردن زینتها برای آنان در مرحلهای دیگر میفرماید: «ولا یضربن با رجلهن لیعلم مایخفین من زینتهنّ» باید که زنان به وقت راه رفتن پای خود را به زمین نزنند برای اظهار آواز زینت پنهان خود (مانند خلخال و غیر آن).
... از ابن عباس و قتاده منقول است که عادت زنان در جاهلیت این بوده که چون به مردها میرسیدند عمداً پاهای خود را به زمین میزدند تا بدانند خانم خلخال دارد. (تفسیر الطبری، ج 9، ص 310)
و خدای متعال از این حال که مشعر بر بیعصمتی است نهی فرمود. الحق این تعلیم غایت عفت و طهارت میباشد و سدّ طریق هیجان شهوت و اشعار دعوت به سوی خود. زیرا از نظر اسلام حضور زن در جامعه باید آمیخته با وقار و متانت و از هر نوع هیجان انگیزی و ایجاد زمینهی فساد به دور باشد و زمینهی گسترش فساد را فراهم نکند، بلکه باید زمینهی فساد انگیزی از راه گوش و راههای دیگر را نیز فراهم نکند. مفسران قرآن و فقهای والا مقام با توجه به شأن نزول آیه و سیاق و محتوای کلام، این قاعدهی کلی را از این آیه استفاده میکنند که نهی از کوبیدن پا به زمین، بیانگر نهی از هر چیزی است که توجّه نامحرم را جلب و زمینهی فساد را فراهم کند. (نوری همدانی، ص 380)
و این دستور خداوند در قرآن، خاص مسلمانان نیست بلکه در کتابهای مقدس پیشین نیز خداوند به مومنان سفارشهایی دارد مانند این نمونه که در آیهی 34 و 35 از باب 14 از رسالهی اول پولس آمده است که: «و زنان شما در کلیسا خاموش باشند که ایشان را حرف زدن جایز نیست، بلکه اطاعت نمودن؛ چنان که تو را نیز میگویند اما اگر میخواهند چیزی بیاموزند درخانه ی شوهران خود بپرسند چون زنان را در کلیسا حرف زدن قبیح است.» (رسائل حجابیه، ص 67)
شهید مطهری دو آیه را مربوط به وظایف زن و مرد در معاشرت با یکدیگر میداند و میگوید آیات شامل چند قسمت است:
1-هر مسلمان، چه زن و چه مرد، باید از چشم چرانی و نظربازی اجتناب کند.
2-مسلمان خواه مرد یا زن، باید پاکدامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشد.
3-زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشکار نسازند و درصدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند.
4-دو استثناء برای پوشش زن ذکر شده که یکی با جملهی «ولایبدین زینتهنّ إلا ما ظهر منها» بیان شده است و نسبت به عموم مردان است و در ادامهی آیه نداشتن پوشش را برای زن نسبت به عدهی خاصی تجویز میکند. (مطهری، مسئله حجاب، ص 111)
خداوند در آیهی 59 و 60 سورهی احزاب حریم عفاف را بیان میکند و میفرماید: «ای پیغمبر به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که جلبابهای (روسریها) خویش را به خود نزدیک سازند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند نزدیکتر است و خدا آمرزندهی مهربان است. اگر منافقان و بیماردلان و کسانی که در شهر نگرانی بوجود میآورند، از کارهای خود دست برندارند ما ترا علیه ایشان میشورانیم تا از مدینه بیرونشان کنی، آنگاه جز زمانی کوتاه در مجاورت تو در این شهر نخواهند زیست.»
در این دو آیه به دو مطلب باید توجه کرد: 1-جلباب چیست و نزدیک کردن آن یعنی چه؟ 2-آنچه به عنوان علت و فایدهی این دستور ذکر شده که «شناخته شوند و مورد آزار واقع نشوند» چه معنی دارد؟
دربارهی جلباب که چه نوع لباسی میباشد نظرات مختلفی وجود دارد و جلباب به معانی مختلفی به کار رفته است در تفسیر مجمع البیان چنین آمده است: «جلباب عبارت است از روسری ای که در موقع خروج از منزل به کار برده میشود و سر و صورت را با آن میپوشانند.» ولی ضمن تفسیر آیه میگوید: «مقصود این است که باروپوشی که زن به خود میگیرد محل گریبان را بپوشاند.» بعد میگوید: «و گفته شده که جلباب همان چارقد است و مقصود آیه اینست که زنان آزاد در وقت بیرون رفتن پیشانیها و سرها را بپوشانند.»
ولی آن چه که صحیحتر به نظر میرسد این است که در اصل کلمهی «جلباب»شامل هر جامهی وسیع میشده است ولی غالباً در مورد روسریهایی که از چارقد بزرگتر و از ردا کوچکتر بوده به کار میرفته است، ضمناً معلوم میشود دو نوع روسری برای زنان معمول بوده است: یک نوع روسریهای کوچک که آنها را «خمار» یا «مقنعه» مینامیدهاند و معمولاً در داخل خانه از آنها استفاده می کردهاند. نوع دیگر روسری های بزرگ که مخصوص خارج منزل بوده است. این معنا با روایاتی که در آنها لفظ جلباب ذکر شده است نیز سازگار است.
اما در مورد مطلب دوم یعنی علت این دستور ذکر شده مفسرین گفتهاند:
«گروهی از منافقین مزاحم کنیزان میشدند و گاهی متعرض زنان آزاد نیز میشدند بعد مدعی میشدند که ما نفهمیدیم آزاد زن است و این دستور آمد تا زنان شناخته شوند.» اما احتمال دیگری که در معنای این جمله آمده این است که: «وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند، افراد فاسد و مزاحم جرأت نمیکنند متعرض آنها شوند.» (مطهری، صص 160-156)
ب) نقش عفاف و حجاب در تحکیم بنیان خانواده
در قسمت قبل آیات 30 و 31 سورهی نور و 59 و 60 سورهی احزاب را مورد بررسی قرار دادیم و دانستیم که حجاب و عفاف از دیدگاه قرآن فقط خاص زنان نیست بلکه به مردان هم سفارش شده چنانکه در آیهی 30 سورهی نور خداوند ابتدا مردان مؤمن را مورد خطاب قرار میدهد که چشمان خود را از نامحرم بپوشانند «ویحفظوا فروجهم» و فرجهای خود را از حرام نگه دارند و اگر مرد مؤمنی چنین کند دارای عفت است در سورهی 59 و 60 احزاب به زنان سفارش بیشتر شده و نوع حجاب را مشخص کرده که لفظ «جلباب» را به کار برده است.
در این جا میخواهیم ببینیم که عفاف و حجاب چه نقشی در تحکیم بنیان خانواده دارد. چنانچه میدانیم خانواده جامعهای کوچک به شمار آمده و قرآن کریم برای سالم سازی جوامع انسانی به این هستهی اجتماعی، رویکردی خاص دارد، خداوند برای نجات و رهایی از گمراهی و توجه به تعلیم و تربیت به سرپرست خانواده چنین خطاب میفرماید «قو أنفسکم و اهلیکم ناراً» (سورهی تحریم آیهی 6) یا به اساسیترین عامل سعادت، امر کرده «و أمر اهلک بالصلوه و اصطبر علیها» (طه آیهی 132) و نیز به پیامبرش چنین خطاب میفرماید: «وأنذر عشیرتک الأقربین» (شعرا، آیهی 214) و از طرف دیگر میفرماید: «لاتتّخذوا أباءکم و اخوانکم اولیاء ان استحبّوا الکفر علی الایمن» (توبه آیهی 23) اگر برخی از اعضای خانواده کفر را بر ایمان به خدا ترجیح دادند، آنان را سرپرست خود قرار ندهید.... همهی این احکام و دستورهای اکید در قرآن کریم برای آن است که خوبیها و بدیهای جامعه از خانواده برمیخیزد. اگر این موضوع چندان مهم نمیبود، خداوند برای خانواده این همه جایگاه ویژه برنمیشمرد (تفسیر موضوعی قرآن کریم / جوادی آملی / ج 17/ صص 50-49)
با توجه به اینکه خانواده که اساس آن بر پایهی زن و مرد نهاده شده و این دو وظیفهی مهم تربیت فرزند را به عهده دارند نقش خانوادهها در اصلاح یا فساد جامعه نیز مشخص میشود به همین دلیل مهمترین و اساسیترین بنیانها، بنیان خانواده است پس باید تلاش کنیم تا این بنیان محکم و استوار باقی بماند که عوامل مختلفی در تحکیم خانواده نقش دارد که یکی از آن عوامل عفاف و حجاب مردان و زنان میباشد.
اگر ما علاوه بر عوامل تحکیم عوامل انحطاط را بشناسیم و با مبارزه با آن عوامل، هم جامعه و هم خانوادهها مستحکم خواهند شد. پس ابتدا عوامل انحطاط، را با توجه به آیات ذکر کرده و سپس عوامل تحکیم را مورد بررسی قرار میدهیم.
خداوند سبحان مردم مسلمان و جامعهی اسلامی را از همهی مصادیق معصیت از قبیل سیئات (سورهی نمل، آیهی 90) ذنوب (آل عمران آیهی 11 و انعام آیهی 6) خطیئات (نوح، آیهی 25) جرائم (دخان، آیهی 37 و سجده، آیهی 22) فسوق (انعام آیهی 49 و اسراء آیهی 16) و منکرات (نحل، آیهي 90) باز میدارد زیرا هر یک از این مصادیق، مقدمهای برای سقوط فرد و جامعه است.
عوامل دیگری که قرآن برای انحطاط جامعه برمی شمرد عبارتند از: شهوترانی و هواپرستی، غرور و خوی استکبار، خیانت در امانت الهی، فراموشی یاد خدا، دنیاطلبی و مقام پرستی، دورویی و سالوس صفتی، سرکشی، عنادورزی، پیمان شکنی، سنگدلی، سستی و تنبلی و پست همتی. (جوادی آملی، ج 17، صص 402-401)
همه ی این عواملی که ذکر شد عامل انحطاط جامعه است و اگر جامعه دچار انحطاط شود خانوادهها نیز سست و بیبنیان خواهند شد ولی چون بررسی هر کدام از این عوامل در این نوشته میسور نیست. به همین مقدار اکتفا میکنیم و آنچه که با بحث ما مرتبط است را مورد بررسی قرار میدهیم و آن شهوترانی و هواپرسی است که علتش می تواند عدم عفاف و حجاب باشد.
عفاف و حجاب هم برای مردان است و هم زنان چنانچه رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «حجاب و عفاف مخصوص خواهران نیست. ای برادران مسلمان و ای برادران جوان، شما هم مراعات عفاف و حجاب اسلامی را بکنید، شما هم با لباس شایسته در محیط کار و در محیط جامعه ظاهر بشوید.» (آیینهی زن، بانکی پورفرد، ص 261) پس مردان علاوه بر حفظ نگاه و حفظ فروج باید به کیفیت پوشش هم توجه کنند.
حجاب وسیلهی حفظ عفاف است ولی مقصود اسلام از حجاب چیست؟ مقصود اسلام از حجاب زنان همانا مستورگی و پوشیدگی کامل است که در آیهی 59 از سورهی احزاب صریحاً قید گردیده و لکن به هر فرم و هر رنگ که مخصوص هر جامعه است مانند زنان مسلمان افغانستان که با چادرهای سفید و زنان عربستان با عباهای زرد و قهوهای و مشکی خود را میپوشانند و در هندوستان انواع واشکال چادر متعارف است (جعفریان/ رسائل حجابیه / ص 1049)
مقام رهبری در پاسخ این سؤال چنین نظر دارند که : «اسلام در باب حجاب پوشش را معین نکرده است، مقصود را معین کرده است. مقصود این است که دیدار زن و مرد و ملاقات طبیعی آنها به صورت روزمره تبدیل به یک عامل تحریک نشود و این هدف اسلام است... (بانکیپور فرد، ص 242)
از طرف دیگر خواست دین اسلام این است که استمتاعات جنسی، سمعی، بصری، لمسی و غیر آن همه متمرکز در کادر زناشویی باشد و قوانینی که از طرف اسلام وضع گردیده است همه بر این محور دور میزند که مرد و زن این حریم را حفظ کنند.
لذا بر زن هم لازم است که مانع شود از اینکه کسی غیر از شوهرش در حریم استمتاعات شوهرش گام بگذارد که خداوند زنان شایسته را با این عبارت توصیف می کند: «فالصّالحات قانتات حافظات للغیب» (سورهی نساء، آیهی 34) زنان شایسته در آن مورد که لازم است از شوهر اطاعت میکنند و در غیاب شوهران خود، حریم شوهران را حفظ میکنند.
حضرت رسول (ص) از این که زن برای غیرشوهر خود زینت کند نهی کردند و فرمودند: «هر زنی که این عمل را انجام بدهد شایسته است خداوند او را در آتش جهنم بسوزاند». (وسائل الشیعه، ج 14، ص 114) و نیز رسیدن بوی خوش لباس یا بدن زن به مشام مرد نامحرم، مورد نهی پیامبر اکرم (ص) است.
پیامبر (ص) در رابطه با زینت زن برای شوهر خود دستوری به «حولاء» فرمودند: «عطر و بوی خوش بیشتر استعمال کن تا شوهرت به تو میل پیدا کند.» (کافی ج 5، ص 496، وسائل الشیعه، ج 20، ص 108) و باز پیامبر (ص) نفرین و لعنت فرمودند آن زنی را که خضاب نکند و سرمه به چشم نکشد.
پس زنان تا میتوانند باید برای شوهرانشان، خود آرایی و دل ربایی کنند خود را نظیف و ظریف و معطر بدارند تا دل شوهر به آنها متوجه و از بیگانگان منصرف شود. خلاصه آن که به هر اندازه زن از آرایش و دلبری بیگانگان منع و نهی شده، به همان اندازه به آرایش برای شوهران امر شده است . (حجاب در اسلام، شیخ محمود حلبی، 1328 هـ . ش به نقل از رسائل حجابیه ص 1098-1097)
حضرت صادق(ع) فرمودند: «برای زن، هنگامی که از خانه خارج میشود، سزاوار نیست که لباسش را خوشبو کند.»(کافی، ج 5، ص 519 به نقل از نوری همدانی، ص 379)
از طرف دیگر راز اصیل آفرینش زن، آرامش زن و مرد است، نه گرایش غریزی و اطفاء نائرهی شهوت و خداوند اصالت را در ایجاد این آرامش به زن داده و او را در این امر روانی، اصل دانسته و مرد را مجذوب مهر زن معرفی کرده است. ضمن آن که حقیقت هر دو را یک گوهر دانسته و هیچ امتیازی از لحاظ مبدأ قابلی آفرینش، میان آن دو قائل نشده است. (سورهی اعراف، آیهی 189)
زن هرگاه با حجاب باشد حیا میکند از معاشرت و مخالطت و مراودهی با رجال مگر برحسب ضرورت، پس علاقهاش با شوهر محفوظ میماند، به خلاف صورتی که محتجبه نباشد؛ پس حیا نمیکنند و با مردان معاشرت مینمایندو تجاذب از طرفین حاصل میشود پس علاقه با شوهرش ضعیف میگردد اگر علاقه باقی بماند به ادنی سبب کدورت، زوال میپذیرد. (رسائل حجابیه، ص 502)
توجه اسلام به حجاب برای پیشگیری از فساد است چنانچه مقام رهبری میفرمایند: «مسئله حجاب یا نگاه به نامحرم که در اسلام این همه در موردش تکیه شده در حقیقت یک مقدمه است برای این که از رشد سلول خطرناکی که به غدهی مهلکی بدل خواهد شد در جامعه جلوگیری کند و از یک بیماری و بلای کشنده و نابودکننده در جامعه پیشگیری کند و آن بلا عبارت است از فساد، فحشاء و بیبندو باری جنسی.» (بانکی پور فرد، ص 250)
اگر در جامعهای زنان فاسد شوند مردها نیز به خودی خود فاسد خواهند شد مقام رهبری در این زمینه فرمودهاند: «زن اگر فاسد شد، احتیاج نیست مردها را فاسد کنند، مردها به خودی خود فاسد میشوند. اگر زن یک نسل فاسد شد، هیچ لزومی ندارد که با سرمایهگذاری مردهای آن نسل را فاسد کنند، طولی نمیکشد که تمام مردهای آن نسل فاسد میشوند؛ زیرا زن تربیت کننده است، حال تربیت کننده انسانهای با فضیلت و شجاع است یا انسان های بیارزش و بیایدهآل. مادران یعنی زنان جامعه که مهمترین حیثیت آنها مادری است، باید اصلاح شوند تا تاریخ اصلاح شود.» (بانکیپور فرد، ص 289)
به همین جهت برای تحکیم اساس خانواده باید به گونهای سیاستگذاری شود که نظم خانواده را به هم نزند، زیرا اگر زن در اداره و تأمین مالی خانواده احساس استقلال و یا برابری با مرد داشته باشد و یا مرد، خانه را محل آرامش و رأفت و عطوفت نیابد ناخواسته روحیهی تقابل و استغنا و طغیان بروز میکند و قاعدهی «جعل بینکم مودّه و رحمه» به دو نیروی برابر و متقابل تبدیل میشود و نه تنها عطوفت و مهر این مجموعه را به هم پیوند نخواهد داد بلکه گاهی زمینهی دافعه هم رشد میکند، چون گاهی زن وشوهر، خسته از کار بازگشته و نیازمند استراحت، مهر و پذیرایی از طرف دیگر هستند، لیکن آن طرف نیز یک لقمه نانی خورده یا ناخورده از فرط خستگی در گوشهای میخوابد و در این صورت، اجتماع خانواده شکل نمیگیرد. زن استقلال و استغنای خود را به رخ میکشد و مرد ناچار، بیرون از منزل مشکلات خود را برطرف میکند و این آغاز فروپاشی خانواده است و در پی آن فروپاشی اجتماع روی خواهد داد و روابط عاطفی و همسایهداری و دید و بازدیدها و صله ی رحم و ... همه رخت بر میبندد و یک زندگی متحجرانه و خشک و مأنوس گسترش یافته ، مهر و عطوفت به خشونت و جنگ و کشتار بدل میشود. (جوادی آملی، ص 177-178 / زن در آیینهی جلال و جمال)
میرزا ابوالفضل خراسانی در رسالهی احسن الحکایات فی حجاب السافرات چنین میگوید که: «آن که زن خانه نشین و محجوبهی مستتره، طبیعتاً مهربان به شوهر و مال شوهر و اطفال او شود و حافظ هر یک باشد درحدّ امکان، و چه بسا دیده شده خود را در زمینهی مهربانی و عاطفه به مال و متعلّقات و اولاد شوهر فانی نمودهاند؛ ولایزال به انتظار قدوم شوهر به پرستاری اطفال و حفظ خانه و اموال نشسته، چشم به راه؛ و پس از ورود شوهر با یک طلاقت وجه و حسن منظری او را استقبال نموده و هر دو بر یک بساط نشسته با نهایت نیک بختی و سعادت زندگانی را به پایان میرسانند.
و اما زن بیحجاب و گیرندهی رفقا، وقتی آشنا شد با هر بیگانه و مشغول گردید به هر فعل و شغلی که مختصراً برای او عایدی داشت، اولاً علاقه و دلبستگی او به شوهر و خانه کم میشود، و ثانیاً حریص میگردد جمع نمودن مال، و تمامی همش آن است که از ثروت شوهر بکاهد و چه بسا شوهرش را به حدّ نابودی وفنا برساند و با جوانان مشغول شود به معاشقه؛ و کسانی را بهتر از جفت خود طلبد و پس از مراجعت از خیابانها و تماشاگاهها و مجمع رقص با جوان ها، چون به خانه شوهر رو نماید آن هم پس از چند شب با یک صورت منکر و عبوس و سیرتی زشت و غیرمأنوس با یک دنیا ناز و خیلاء و بیاعتنایی از شوهر کناره کند و در یاد دیگران باشد و عیش و زندگانی مرد را منقوض نماید.» ]احسن الحکایات فی حجاب السافرات، صص 963-962[
اگر در جامعه حریم ها حفظ نشود مانند نمونهی بالا که در موردزنها ذکر شد در مورد مردان هم مصداق پیدا میکند و چه بسا مردی چنین رفتاری را داشته باشد و با همسر خود دیگر مأنوس نباشد و همین بیتوجهی به زن باعث از هم پاشیدگی خانواده میشود . به همین علت است که خداوند در قرآن هر دو را امر به داشتن عفاف و حجاب میکند به خصوص به زنان که حس خودنمایی در آنان قویتر است و قدرت جذب آنان با زیباییهایی که دارند بالاست .
چنانچه شیخ محمود حلبی چنین گفته: «چون خلقت زن برای پیدایش و پرورش فرزند است تا نوع بشر باقی و محفوظ بماند، خداوند متعال در زن عواطف و اندیشههایی نهاده که به وسیلهی آنها بتوانند مردها را به خود متوجه کنند و آنها را قرین خود نموده، نتیجهی مطلوبه که پیدایش اولاد است، حاصل شود، حسن صورت و صباحت و ملاحت و لطافت و رقت قلب و مهر و عطوفت و غیر اینها، از صفات جذّاب روحیات لطیفه که در زنان است، همه برای همین منظور است و به واسطهی همین جهت است که زنان به پاکیزگی و نظافت و خودآرایی و زینت و ... دلبستگی بیشتری از مردها دارند. شما کمتر زنی را مییابید که با تزیینات و آرایشات، چه در لباس و چه در اندام، سروکار افزونتری نداشته باشد.بنابراین، دانه پاشیدن و دل را صید کردن از لوازم اولیه طبیعیه و شؤون فطریه زنهاست و خواه و ناخواه، به وسیلهی جمال طبیعی خدادادی و آرایش و تجمل صناعی، سلسله جنبانی کرده و دل ربایی نموده و جفت خواهی مینماید. حال اگر به طوری که بعضی از هواخواهان آزادی زنان گفته و میگویند، زن در تمام شؤون اجتماعی آزادی مطلق داشته و با مردها در تجارت و صناعت و سیاست و سایر امور کشوری و لشکری واداری و ملی آمد و شد و نشست و برخاست نماید، چون لوازم طبیعی او که صید دل مرد است از او جدا نمیشود، ناگزیر مردها را به خود مشغول ساخته، افکار منظم آنها را پریشان نموده و از کارهای اجتماعی و وظایف اختصاصی شان باز میدارد، و اندیشههای آنان را به راه جفتجویی و شهوت رانی متحول و منعطف میکند؛ و بالاخره هر دو فاسد و خراب میگردند.» (رسائل حجابیه، ص 1101)
و در این جا به نقشهی شوم استعمارگران برای کشف حجاب در بین کشورهای اسلامی به خصوص کشور خودمان پی میبریم. زیرا زنی که حجاب دارد هرگز تسلیم نمیگردد و خود را عرضه نمیکند.
«کشف حجاب زن یعنی آشکار کردن زیباییها، عریان کردن نهفتهها و اسرار؛ یعنی شکستن مقاومت او؛ یعنی او را برای آتیه در اختیار خویش گرفتن، و به عکس، حجاب یعنی مخفی کردن یک راز و ایجاد یک دنیا اسرار و نهفتهها.
این زن که بیرون و دیگران را میبیند ولی خود دیده نمیشود، به استعمارگر محرومیتی را تحمیل مینماید؛ زیرا این دیدن، یک طرفه است و طرف مقابل نمیتواند او را ببیند و زنی که دیده نمیشود، تسلیم نمیگردد و خود را عرضه نمیکند.» (بیآزار شیرازی، ص 26)
با بیان این مطلب پی به فلسفهی حجاب میبریم که : «در حالی که فلسفهی حجاب به مفهوم در قفس کردن زنان نیست، بلکه به مثابهی آزاد کردن آنها از زندان شهوات و رساندن بانوان به مقام والای خود میباشد. حجاب نه به عنوان وسیلهی کمک به دشمن بلکه همچون سلاحی برنده در مبارزه علیه دشمن ستمکار به کار گرفته میشود؛ چنانکه زنان الجزایر و ایران با حجاب خود کاری تر از هر سلاحی بر استعمارگران ضربه وارد ساختند، در مقابل، این بیحجابی است که به امپریالیسم کمک میکند، چنانکه استعمارگران الجزایر به این نتیجه رسیده بودند که «اگر بخواهیم به تار و پود بافتههای جامعهی الجزایری هجوم بریم و استعداد مقاومت آنها را معدوم سازیم، باید بدواً زنها را تحت تسلط خود قرار دهیم» و اما حجاب زنان الجزایر همچون دژ تسخیرناپذیری در برابر آنان بود.» (همان، ص 26)
از این سخنان به این نتیجه میرسیم که طرح استعمار این است که زن را به سمت بیبند و باری بکشد چنانچه مقام رهبری در این زمینه میفرمایند: «... استکبار جهانی و طراحان سیاسی دنیا، از طریق کشاندن زن به سمت بیبند و باری به دو صورت سود میبردند یکی این که نسل و جنس زن را از آمادگی برای مقابله و تحرک جدی در مسائل اساسی زندگی باز میداشتند و دیگر این که مردان جامعه را با به میدان آوردن زن از اثر میانداختند.» (آیینهی زن، ص 294)
پس با فساد زن، مرد نیز فاسد میشود و بر عکس و با فساد آن دو، بیبند و باری جنسی تهدیدکنندهی خانواده و مخرب نسلهای آینده میشود و همین عوامل باعث تضعیف خانواده خواهد شد چنانچه مقام رهبری فرمودهاند: «محیط خانواده وقتی در تهدید قرار گرفت- یقیناً فساد جنسی و رواج بیبند و باری جنسی در جامعه این تهدید را نسبت به خانواده دارد- و تهدید شد وسست گردید نسلهای آینده نسلهای غیرقابل اعتمادی خواهند شد.
وقتی بنیاد خانواده سست شد، وقتی که محدودیتهای قانونی به کناری رفت،بیبند و باری جنسی شد، پدر و مادر به خانه بیعلاقه شدند، نسل از طهارت و پاکی خودش افتاد، این خطر بزرگ هم نسلهای آینده را تهدید میکند.» (آیینهی زن، ص 290)
و همچنین فرمودهاند: «در جامعه اگر فساد بود، خانواده تضعیف میشود و اگر خانواده قوی بود، فساد در جامعه زمینهی رشد پیدا نمیکند. این یکی از مهمترین انگیزههای اسلام است. برای این در سطح جامعه به کار میرود. بیبند و باری جنسی و برآمدن شهوات به صورت آزاد و بیقید و شرط وجود نداشته باشد.»(همان، ص 290)
ابوعلی سینا بزرگ حکیم شرق میگوید: «بر مرد است که زن را به پرورش فرزند و ادارهی امور خانواده مشغول سازد، زیرا اگر زن به کار خانه نپردازد و فارغ باشد همش مصروف آرایش و خودنمایی میگردد و جلوه گری برای مردها مینماید و این کردارها او را پست و ناچیز و کم قیمت و معیوب میکند.» (محمد نجمی زنجانی/ 1319 ش،ص 40)
همچنین تولستوی دانشمند شهیر روسی در این رابطه میگوید: «بر مرد محض سعادت و صلاح جامعه لازم است که مراقبت حال زن را نموده و در خانه که دایرهی آزادی وسیعی است، محجوب بدارد تا از اختلال نظام ایمن دارد.» (رسائل حجابیه، ص 1105)
با توجه به مطالب ذکر شده میتوان به عامل متلاشی شدن خانوادهها در غرب و افزایش آمار طلاق- که متأسفانه امروزه گریبان گیر جامعهی ما نیز هست- را همین بیبند و باری ها دانست چنانچه در تفسیر نمونه چنین ذکر شده که:
«آمارهای قطعی و مستند نشان میدهد با افزایش برهنگی درجهان طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مداوم بالا رفته است چرا که «هرچه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه «دل» (در این جا یعنی هوسهای سرکش) بخواهد، به هر قیمتی باشد به دنبال آن میرود و به این ترتیب هر روز دل، به دلبری میبندد و با دیگری وداع میگوید.
در محیطی که حجاب است (و شرایط دیگر اسلامی رعایت شود) دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است ولی در «بازار آزاد برهنگی» که عملاً زنان به صورت کالای مشترکی (لااقل در مرحله غیر آمیزش جنسی) درآمدهاند دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمیتواند داشته باشد و خانوادهها همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی میشوند و کودکان بیسرپرست میمانند.» (تفسیر نمونه، ج 14، صص 476-475).
مقام رهبری پیرامون عامل متلاشی شدن خانواده در غرب چنین فرمودهاند: «.... به خاطر این که با بیبند و باری، با اشاعه فساد و فحشاء، با آزادی بیقید و شرط معاشرت زن و مرد، بنیاد خانواده متلاشی شد. مردی که میتواند آزادانه در جامعه اطفای شهوت بکند، زنی که میتواند بدون هیچ ایرادو اشکالی در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، این ها در خانواده نه یک شوهر خوب و نه یک همسر خوب خواهند بود، لذا بساط خانواده متلاشی شد.» (آیینهی زن، ص 325)
نتیجه:
در بررسی انجام شده در این نوشتار هرچند به صورت مجمل، به این موارد به طور خلاصه اشاره میکنیم که:
1-هر مسلمان چه مرد و چه زن باید از چشم چرانی و نظر بازی اجتناب کند و پاکدامن باشد.
2-زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشکار نسازند مگر برای محارم.
3-در جامعه از اختلاط مرد و زن باید پیشگیری شود و حریمها رعایت گردد.
4-جنسیت تنها در خانه مورد نظر باشد نه در جامعه.
5-از بیبند و باری و هوس بازی و ... باید امتناع کرد تا خانوادهها روابط عاطفی بهتری داشته باشند.
6-خانوادههایی که در آن پایبند عفاف و حجاب هستند بنیان مستحکمتری نسبت به خانوادههای بیتفاوت دارند.
7-و خلاصه اینکه ما که ادعای جامعهی اسلامی بودن را داریم باید حافظ حریمها درجامعه باشیم تا لااقل درجامعهی خود از فروپاشی خانوادهها و بالا رفتن آمار طلاق جلوگیری کنیم.
پیشنهادات
موضوع مورد بررسی اگر به صورت تحقیق میدانی کار شود نتایج بهتری بدست خواهد آمد و کاربردیتر می شود ولی به علت کوتاه بودن زمان این توفیق نصیب نشد امیدوارم که در آینده توفیق نصیب شود تا در سطح وسیع تری تحقیق صورت گیرد. و دیگر این که فقط اکتفا نکنیم به برگزاری همایش و تجلیل و تقدیر از دیگران، از خودمان شروع کنیم و عملاً به دستورات اسلام که در هر زمانی دستور کاملی است عمل کنیم و خانوادهی خود را بر پایهی معیارهای اسلامی بنا کنیم تا جامعه هم اصلاح شود. و از طرف دیگر همزمان کار فرهنگی در جامعه صورت گیرد و هم با ابزارهای بهتر جلوی بیبند و باری و بدحجابی و .... گرفته شود به گفتهی قرآن از «تبرج» جلوگیری کنیم چنانچه خداوند به پیامبر (ص) فرمود: «اگر منافقان و بیمار دلان و کسانی که در شهر نگرانی بوجود میآورند، از کارهای خود دست برندارند ما ترا علیه ایشان خواهیم برانگیخت در آن وقت فقط مدت کمی در مجاورت تو خواهند زیست» پس ما هم باید علیه بیماردلان و منافقان جامعه با قاطعیت برخورد کنیم و آنان را از جامعه دور کنیم تا افراد سالم نیز بیمار نشوند. به امید آن روزی که واقعاً جامعهی ما در همهی زمینهها اسلامی باشند. «انشاءالله»
«والسلام»
منابع و مآخذ
1-قرآن کریم / مترجم سید محمدرضا صفوی
2-رسالهی نوین ج 3/ نگارش و ترجمه و توضیح از عبدالکریم بیآزار شیرازی / دفتر نشر فرهنگ اسلامی / چاپ ششم 66
3-جایگاه بانوان در اسلام / حضرت آیتا...نوری همدانی/ ناشر انتشارات مهدی موعود چاپ پنجم / تابستان 1386
3-زن در آینهی جلال و جمال/ جوادی آملی/ مرکز نشر اسراء / چاپ شانزدهم / 1386
4-رسائل حجابیه/ جعفریان رسول / انتشارات دلیل ما / چاپ اول پاییز 1380 / 2 جلد
5-آیینهزن / مجموعه موضوعی سخنان مقام معظم رهبری / تدوین امیر حسین بانکی پورفرد
6-زن در اندیشهی اسلامی / مهدی مهریزی / ارشاد اسلامی / چاپ دوم / پاییز 1385
7-تفسیر نمونه ویرایش جدید / آیت ا... مکارم شیرازی با همکاری جمعی از نویسندگان چاپ 27/ 1385 هـ . ش / چاپخانه سرور
8-تفسیر الطبری ج 9 / بیروت دارالکتب العلمیه / بیتا
9-حجاب در اسلام /شیخ محمود حلبی / 1328 ش/ به نقل از رسائل حجابیه
10-ابن سینا و تدبیر منزل /ترجمهی رسالهی تدبیر منزل ابن سینا / محمد نجمی زنجانی / تهران 1319 ش
11-احسن الحکایات فی حجاب السافرات / خراسانی میرزا ابوالفضل 1325 ش به نقل از رسائل حجابیه
12-تفسیر موضوعی قرآن کریم/ جوادی آملی/ مرکز نشر اسراء ج 17
13-رسالهی وجوب حجاب / فخر الاسلام، محمد صادق ارومی ، 1290 ش (به نقل از رسائل حجابیه)
14-جامعه در قرآن/ جوادی آملی/ مرکز نشر اسراء / بهار 1388 هـ . ش
15-فرهنگ فارسی عمید / حسن عمید / چاپ بیست و ششم 1382/ چاپخانه سپهر تهران / انتشارات امیرکبیر ج 1 و 2
پیرامون آیهی 30 و 31 سورهی نور و 59 و 60 سورهی احزاب و همچنین مطالب بیان شده در این تحقیق کتابهای :
1-وجوب حجاب، فخرالاسلام ارومی،
2-فلسفهی حجاب، ابوعبدالله زنجانی،
3-رسالهی حجابیه، فیاض الدین زنجانی
4-حجاب و پردهداری، ابوالفضل حاذقی- علی اصغر لاری
5-حقیقت حجاب در اسلام، شیخ محمد خالصی زاده
6-احسن الحکایات فی حجاب السافرات، شیخ ابوالفضل خراسانی
7-مناظرهی دهقان پیر و جوان دانشجو، سید جلال کاشانی
8-حجاب در اسلام، شیخ محمود حلبی
مورد استفاده قرار گرفت که برای اختصار در متن بعضی از آنها ذکر شده است و علاه بر اینها کتابها و مقالات دیگری که همه در رسائل حجابیه در دو جلد جمعآوری شده است مورد بررسی قرار گرفت.
چکیده:
یکی از معانی عفاف، باز ایستادن از حرام و پارسایی است و حجاب نیز معانی مختلفی دارد و یکی از معانی آن چادری که زنان سر تا پای خود را بدان می پوشانند و خانواده نیز به گروهی خاص از خویشاوندان که در برآوردن نیازهای اساسی اعضاء، مسئولیت اصلی را عهده دار است اطلاق می شود. این گروه، ترکیبی از افرادند که از طریق خون، ازدواج یا فرزند خواندگی (در غیر حوزه ی اسلام) به هم مربوط می شوند.
با توجه به این معانی می خواهیم بررسی کنیم که حجاب و عفاف چه ارتباطی با تحکیم خانواده دارد؟
در آیات 30 و 31 سوره ی نور که خداوند ابتدا به مردان مؤمن سفارش فرموده: «یغضوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم» و در ادامه ی آیه نیز به زنان مؤمن همین سفارش را فرموده است. به زنان سفارش دیگری نیز نموده که: «و زیبایی هایشان را جز آنچه خود نمایان است آشکار نسازند. و اطراف مقنعه های خود را بر سینه ی خویش بیندازند تا سینه شان را بپوشاند.» و در سوره ی احزاب کیفیت حجاب و حریم عفاف را بیان می کند.
در آیه ی 189 سوره ی اعراف خداوند فرموده «... و جعل منها زوجها لیسکن إلیها...» راز اصیل آفرینش زن، آرامش زن و مرد است و خداوند اصالت را در ایجاد این آرامش به زن داده است با توجه به این آیه به یکی از فلسفه های حجاب پی می بریم که برای حفظ آرامش خود و خانواده ی خود و جامعه خداوند چنین دستوری را داده است هر چند عفاف و حجاب فقط برای زنان نیست بلکه مردان نیز باید عفاف و حجاب داشته باشند چنانچه مقام رهبری در این زمینه فرموده اند: «حجاب و عفاف مخصوص خواهران نیست؛ ای برادران مسلمان و ای برادران جوان شما هم مراعات عفاف و حجاب اسلامی را بکنید، شما هم با لباس شایسته در محیط کار و در محیط جامعه ظاهر شوید». اگر هم زن و هم مرد مراعات حدود الهی را بکنند مسلماً در جامعه هم تأثیر گذارند و تأثیر آن را بر روی خانواده خود نیز خواهند دید.
در این مقاله سعی شده ابتدا عفاف و حجاب از منظر آیات و روایات مورد بررسی قرار گیرد آنگاه ارتباط عفاف و حجاب با تحکیم خانواده بررسی شده است.
کلید واژه: حجاب، عفاف، زینت، معاشرت، انحطاطف تحکیم خانواده
نقش عفاف
و حجاب
در تحکیم بنیان نهاد خانواده
پژوهشی از:
اشرف عالی پور
کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی
استاد مدعو دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
و دانشگاه تهران پردیس کشاورزی کرج