شهید جمهور
دلنوشتهای برای شهید عدالت، سید ابراهیم رئیسی
چه زود رفتی، آقای رئیسی...
صدایت هنوز در گوش این ملت میپیچد؛ آرام، مطمئن، پر از ایمان.
قدمی برنداشتی جز برای مردم.
نفسی نکشیدی جز با یاد خدا.
و لبخندی نزدی جز از سر محبت به این خاک.
تو برای خیلیها فقط یک رئیسجمهور بودی؛
اما برای قلبهایی که صداقت را میشناسند،
تو سرباز بیادعای ولایت بودی،
مرد میدان، خادم مردم، شهید راه خدمت.
تویی که در میان هیاهوی سیاست،
مسیرت را نه با صدا، که با صداقت هموار کردی.
و حالا که رفتهای،
جای خالیات را هیچکس نمیتواند پُر کند،
جز دعای مادران شهید،
و اشکهایی که بیصدا از چشم ملتت میچکد...
تو را نه در قاب خبر،
که در دل مردم باید جست.
در روستایی که قدم گذاشتی،
در چشمی که امید را دید،
در دستی که از کرامتت نان گرفت.
تو رفتی،
اما راهت مانده...
یادت مانده...
و دعایمان پشت سرت است، تا آن روز که در بهشت،
در کنار حاج قاسم و یاران شهیدت،
لبخند بزنی و بگویی:
"من کاری نکردم، فقط وظیفهام را انجام دادم..."
به روح بلندت سلام میدهیم،
و به راهت قسم میخوریم که فراموش نخواهی شد...
با دلی پر از اندوه و افتخار،
— مائده غفاری
حافظ کل قرآن کریم(روستای چهار بست باغ-شهرستان فریمان)