خاطراتی که هیچگاه ازیادم نمی رود.

به عکاسی علاقه داشتم.و فکرکنم ازحدود ۱۰-۱۱سالگی دوربین عکسبرداری داشتم .به عنوان مبتدی عکس می گرفتم و فیلم رو جهت عملیات خاص ظهور وثبوت وچاپ درفریمان به فتوپلازا؛ به مدیریت آقای زاهد که یادش بخیر هنرمندی بسیار باادب وخوش برخوردی بود تقدیم می کردم و...

سالها بعد درکنار معلمی؛ نمایندگی شیرپاستوریزه را درفریمان دایر کردم ولی چون استقبال زیادی نشد و مشکلات فراوانی داشت به نظرخودم وصلاحدید دوستان تعطیلش کردم و باتوجه به علاقه ای که به عکاسی داشتم ویکی دوروزی به عنوان کارآموزی نزد فتوپلازا کارکرده بودم تصمیم جدیدی گرفتم و به دنبال آن مجددا دوربین و دستگاه آگراند و....راخریداری ودرخانه به تمرین مراحل مختلف عکاسی وآموزش به دیگرافرادخانواده پرداختم.
البته ازکتابخانه شهید مطهری فریمان ومطالعه کتاب درزمینه فیلم وعکس استفاده زیادی کردم.
وباخرید کتاب فنون عکاسی از کتابفروشی دانشگاه واقع درمیدان تقی آباد مشهد اطلاعات خودراکاملتر کردم.
خیلی آماتوربودم ولی بااین همه بهمراه خانواده مغازه آقای کفاش رواجاره کردم وبه عکاسی پرداختم.

یکی اززیباترین مواردبیادماندنی درآن سال متن نوشته ( گالری فیلم وعکس یلدا) بود که باخط بسیارزیبای آقای گیاهی شاعر وهنرمند فریمانی نوشته حسابی خودنمائی میکرد وجلوه خاصی به عکاسی داده بود.که لازم می بینم دراینجا از هنرایشان قدردانی واززحماتشان تشکر کنم.

عکسی خاطره انگیز( ۱ )
دریک شب برفی که شاید مقارن بودباشب یلدا ومن تادیروقت درعکاسی مشغول بودم شب
تصویری درخیابان از علی آقا همسایه قدیمیمون که تقریبا روبه روی مسجد جامع فریمان داخل کوچه خونه داشت ومتاسفانه الان نام خانوادگیشون اژذهنم پریده ؛ گرفتم که خیلی مورداستقبال وی واقع شد.
سال بعد قرارداد اجاره سررسیده بود وباید چاره ای می اندیشیدم این بودکه ساختمان فتوپلازا روکه به مالکیت آقای اسماعیلی درآمده بود اجاره کردم.حدودا(سال۷۳-۷۴) ویکسالی هم در اونجا عمرهنری راسپری کردیم.

عکسی خاطره انگیز(۲)
این بار جوان دانشجویی به آتلیه عکاسی مراجعه ودرغیاب من همسرم ازایشان تصویربرداری کرده بود.تصویری که بارها سفارش چاپ داده شد.
فکر می کنید آن جوان بامرام کی بود؟
کسی نبود جز آقای صادقی یونسی. واین برای ما که آماتوربودیم خیلی جالب وخوشحال کننده بود.
یادش بخیرباد.

دبوری۲۴ اسفند۴۰۲